خرید بک لینک

درباره سایت

488

آخرین مطالب

امکانات وب

تو این ۶ ماه خیلی این دکتر و اون دکتر رفتم ، حتی مثلا در آخرین مورد پا شدم تا اصفهان رفتم ! چون یکی از اقوام رفته بود و جواب گرفته بود ! اما باز روز از نو و روزی از نو ، امروز آب پاکی رو یکی از دکترها که مشتریم هم هست ریخت رو دستم گفت ببین زیاد تلاش نکن موهای تو ارثی هست و بلاخره یه روزی مثل بابات و عموها و دایی هات میرزه... + نوشته شده در ساعت 13:19 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: محمد دادخواه تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 21:45

گاهی وقتا میدونستی اشتباهه،میدونستی سرانجامی نداره، میدونستی این همه تلاش بیهوده هست .اما باز ادامه دادی! چون تو خودت یه حسی میگفت اشتباهه؟ اما تو انجام بده ، فقط بخاطر اینکه خودت رو قانع کنی ، که پیش خودت شرمنده نشی ،گاهی وقتا درست میدونی چیه اما اون راهی رو میری که میدونی تهش هیچی نیست ،فقط بخاطر اینکه شرمنده خودت نباشی + نوشته شده در ساعت 20:21 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: محمد دادخواه تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 21:45

ما باید باهم حرف میزدیم ،تو همون بعد از ظهر بارونی، که آسمون یه ریز میبارید .باید به جای زل زدن به برف پاکن که چجوری چپ و راست میرفت بهم میگفتیم حرفای دلمون رو .اما تو هزار بار آهنگ پوبون رو پلی کردی و پلی کردی .شاید همون لحظه که من از ماشینت پیاده شدم به جای پایان یه سری چیزا شروع شد ، مثل یه تلنگر ! یهو پالتو تو اومد رو شونه های من و یه چتر رفت بالا سرم و انگشت های دستت رفت لای دستم ،اصلا تو از کجا پیدات شد میون این همه مشغله فکری و اوضاع داغون من فقط یه تو کم بود... + نوشته شده در ساعت 20:54 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: محمد دادخواه تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 21:45

صفحه بندی